X
تبلیغات
صوفیان : دشمنان مرموز مردم بروجرد

صوفیان : دشمنان مرموز مردم بروجرد

.:. صوفی ستیز .:.

شهيد اهل سنّت حنفي مذهب - شفا يافته امام زمان(عج) - شهيد سعيد چنداني

 

 

 

شهيد سعيد چنداني+طلبه شهيد سعيد چنداني+سند حقانيت شيعه شهيد سعيد چنداني

شهيد سعيد چنداني

 

متولد 1360 زاهدان.سعيد در خانواده اي اهل سنت و حنفي مذهب در شب تولد حضرت مسيح(ع)متولد ميشه.يه روز تو كارواشي كه كار ميكرده پاش سر ميخوره و از چاه آويزان ميشه طوريكه پاهاش بصورت باز به طرفين گير كرده و فشار زيادي به لگن و بدنش وارد ميشه. ميارنش بيرون و تا يك سال درد ميكشه. ميگفتن كه خوب ميشه ولي اين مسئله  به يك بيماري لاعلاج بدل ميشه. هر روز مرض بيشتر شده و بدن ورم ميكنه و لاغر ميشه طوريكه نميتونه راه بره. شكمش مياد بالا و پر از غده ميشه،گلويش ميگيره و پاش كج ميشه. به دكتر مراجعه ميكنن، كسي نتونست بفهمه كه چه مرضي داره. ميفرستن تهران. ميرن پيش دكتراي مختلف و بيمارستانهاي متعدد و تشخيص ميدن كه سرطان بدخيمي داره. تومور استخواني در لگن خاصره. غده اي از پاش بيرون آوردن و درمانهاي مختلف ميشه ولي پاي راستش از چپش كوتاهتر ميشه. تمام بدن مملو از مرض. شيمي درماني مي كنن ولي دوباره عود ميكنه و باز هم شيمي درماني. موهايش ميريزه و غذا هم نمي خوره. سعيد خوب شدني نبود. سعيد زمين گير شد و توان راه رفتن ازش گرفته ميشه.دكترا جوابش كردن. قطع اميد كامل. قرار بود زندگيشونو بفروشن و حتي اگه شده خارج از كشور درمان بشه.

 

مادرش تصميم گرفت كه سعيد رو ببره مشهد و دخيل امام رضا(ع) بشه ولي بعد در بيمارستان امام خميني تهران مجددا بستري ميشه. يه شب كه مادرش خيلي گريه ميكرده و نماز ميخونده كنار تخت سعيد يكي از پرستاراي بيمارستان بهش ميگه: جمكران. مادر ميره پيش  رئيس بيمارستان. بهش ميگه: جمكران چيه؟ هر چي هست  جمكران بمن بده. اگه قرصه، اگه شربته، اگه پوشيدنيه، اگه نوشيدنيه... من جمكران ميخوام. سعيد رو با آمبولانس ميبرن جمكران. اونجا يه اتاق ميگيرن (اتاق شماره 7). مادر از خدا ميخواد كه روسفيد بشه و شفا بگيره.

آبان سال 1372 بود و شب شهادت حضرت فاطمه (س).سعيد ميگه: خوابيدم بين خواب و بيداري دو نفر اومدن توي اتاقم يه خانوم و يه آقا. با هم عربي حرف ميزدن. من به اونا اعتنايي نكردم. آقا كنارم نشست و سلام كرد. پتو رو از روي سرم ورداشتم و از روي اجبار جواب دادم. آقا به نظرم آشنا اومد. خانومه روبند و چادر سياه داشت. چند دقيقه اي با هم صحبت كرديم راجع به يه موضوعي و با زبان عربي در صورتي كه من عربي اصلا بلد نيستم ولي زبانشان را ميفهميدم. اون خانومه خودشو معرفي كرد و گفت:فاطمه زهراست(س) و گفت كه چون مادرت خيلي گريه و التماس ميكنه من سفارش شمارو به فرزندم مهدي (عج) كردم. آقا  اونو شفا ميده و بهش ميگه كه شما عمر زيادي نخواهي داشت.و در حرم حضرت رضا(ع) دفن خواهي شد. بعد از رفتن اين بزرگواران سعيد پا ميشه. مثه يه آدم سالم شروع ميكنه به راه رفتن. سعيد شفا يافت.

به خانواده اش گفته بود كه من سه سال بيشتر مهمان شما نيستم.  بعد از شفا گرفتن سعيد وارد مدرسه علميه ميشه تا درس حوزوي بخونه. ..بعدا توسط يك وهابی کور دل مسموم و در سال 1375به شهادت ميرسد.

قبرش: حرم حضرت رضا(ع) صحن جمهوري اسلامي بلوك 93

2نفر از دكتراي معالج سعيد:دكتر محسن توانا رئيس درمانگاه مسجد جمكران.

دكترغلامرضا  باهر استاد دانشگاه و رئيس بيمارستان آيت ا... گلپايگاني.

جهت دانلود فیلم به آدرس زیر رمراجعه نمایید

 

 

شهيد سعيد چنداني سند حقانيت تشيع+سني شفايافته از محضر مبارك آقا امام زمان شهيد سعيد چنداني سنّي حنفي مذهب

 

 

 

توضیح دیگری درباره فیلم این بزرگوار


 دیشب بطور اتفاقی برنامه ای دیدم از شبکه 3 به نام "ساحل بیکران". مستندواره ای از داستان شفایافتن بیمار نوجوانی به نام "سعید چندانی" به دست مبارک آقا امام زمان (عج) و حضرت فاطمه زهرا (س).
مکرر شنیده ایم و حتی گاهی دیده ایم که بیماری شفا می یابد. حتی صحبت از شفای کور مادرزاد و فلج و مانند آن مکرر به میان آمده است. من اما تا کنون مستند ندیده بودم! مستند به این معنی که خود شفا یافته و اطرافیانش شرح ماجرا را کامل بدهند و پزشکان نیز به زبان علمی بیماری را از روی عکسهای رادیولوژی تفسیر کنند و به شفا یافتن دفعی بیمار اذعان کنند.
بیمار نوجوان 12-10 ساله ای بود به نام سعید چندانی، از اهالی سیستان و بلوچستان. وقتی مادر و پدر و برادرش صحبت می کردند، پوشش شان و لهجه شان، ناگهان جرقه ای شد در ذهنم که این لهجه و پوشش مال اهل سنت آن دیار است! و با ذهن کوچک و خام خودم گفتم که: "نه! غیر ممکن است. آنها که سنی هستند و اصلا معتقدند مهدی موعود (عج) هنوز به دنیا نیامده اند –العیاذ بالله- و اعتقاد ما شیعیان به حضور حضرت اشتباه است!" و تازه: "آقا کجا نظر به آنها دارد؟" ...
خلاصه در همین احوال بودم که ناگهان شنیدم که : بعله! سعید چندانی و طبعا همه خانوداده اشان سنی هستند! ...
سرتان را درد نمی آورم. سعید مبتلا به بیماری تومور سرطانی لگن خاصره –که اسم پزشکی اش را نمی دانم- بوده و این تومور استخوانهای لگن را تخریب می کرده. جوری که سعید اول عصایی شده بود و بعد حتی نمی توانست روی پا بایستد! خانواده مستاصلش به هر دری می زنند و او را به هر کجا که امیدی به درمان بوده می برند و همه بی فایده!
تا سرانجام وی را در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران بستری می کنند. شبی که مادر به گرد بستر فرزندش می سوخته و آب می شده، پرستاری جویای احوال می شود و در پایان می گوید: "چرا به جمکران نمی بریدش؟!!" و مادر سعید هاج و واج می ماند که اصلا جمکران کجاست؟....
...القصه، باقی ماجرا را از زبان مادر سعید، خود سعید و خادمان آستان جمکران بشنوید:
مادر سعید: به هر بدبختی بود سعید را به قم بردیم، رو کردم به خانوم معصومه! گفتم ای دختر رسول الله! بروم شفای سعید را بگیرم، بعد می آیم خدمت شما! به جمکران رفتیم و آنجا اتاق گرفتیم...
یکی از خدام حرم: به ما خبر دادند که یک خانواده از سیستان آمده اند، حدس زدیم که آقا (عج) مهمان غیر شیعه دارند. رفتیم و در خصوص آداب توسل و اعمال برایشان توضیح دادیم! – من در حال شاخ در آوردن که مگر میهمان غیر شیعه هم دارند آقا؟ و خادم که انگار صدای مرا شنیده برگشت که- آخر ما میهمان یهودی هم داشته ایم!!!
مادر سعید: شب شهادت خانوم فاظمه زهرا (س) بود! رفتم و گفتم بچه ام را شفا دهید! من دکتر سعید را پیدا کرده ام! ....
خود سعید: در اتاق نشسته بودم که یک خانوم و آقا وارد شدند. خانوم مشکی پوشیده بود و با آقای جوان عربی صحبت می کردند. من هم حوصله نداشتم و فکر کرده ام که آمده اند برای کنجکاوی و ... ! پشتم را کردم و پتو را رویم کشیدم!!! سلام کردند و من از سر اجبار جواب دادم!
.....
اینجاها را دیگر درست نمی شنیدم! یعنی می شنیدم ولی چنان طوفانی شده بودم که درک درستی نداشتم. مختصرش اینکه آنها با هم دیگر و با سعید عربی صحبت می کرده اند و سعید که در عالم واقع هیچ عربی نمی دانست، آن لجظه، هم می فهمیده و هم صحبت می کرده! مدت نسبتا زیادی در خصوص موضوعی – که سعید اصرار داشت یادش نمی آید چیست؟- صحبت می کرده اند. خانوم توضیحاتی به مرد جوان می داده اند و در همین حین سعید در می یابد که خانوم، حضرت فاظمه زهرا (س) هستند و مرد جوان، آقا امام زمان (عج) ! ....
....
برادر سعید و خادمان حرم: ما دیدیم سعید آمده وسط صحن و دارد راه می رود! پرسیدیم سعید کی آوردت اینجا؟!! – خودش توانایی حرکت نداشته!- ...
سعید: هیچ کس! خودم آمده ام! من دیگر عصا نمی خواهم !
....
و سعیدی که شفا یافته و عکسها تایید می کند که تومور برطرف شده و حفره لگنی در حال ترمیم است! و سعید که اصرار دارد به او فرموده اند: بیماریت بر طرف شده ولی تو عمر کوتاهی داری و در جوانی شهید می شوی!
.....
بگذریم از نیمه تلخ ماجرا که سعید و خانواده به زاهدان بر می گردند و سعید به حوزه دینی شهر خودشان می رود! طبیعی است که این ماجرا برای وهابیت خیلی گران تمام می شود! وهابیت کوردل که خون شیعه را مباح می شمارد و توسل به ائمه را حرام و ... ! القصه، سعید را مسموم می کنند. سعید اصرار دارد که برای درمان به بیمارستانهای مشهد ببرندش و در نهایت سعید در مشهد شهید می شود.
و تصاویری از مزارش در صحن مطهر آقا امام رضا (عج) و باز تصاویری از خانواده سعید و به خصوص مادر و پدرش که چقدر شاکر خدایند و هنوز با چه اعتقادی آن معجزه را تایید می کنند.....
و من که تا صبح بدحالم که : "گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟!!" و این که: "ما اصلا چیزی طلب نمی کنیم که مورد عطا واقع شویم!" همانظور که "منتظر نیستیم!" و صحبتهای کارشناس مذهبی برنامه مدام در گوشم زنگ می زند که: "وجود مبارک حضرت(عج)، امام همه عالمیان و خلیفه الله هستند و به هنگام لطف و عطا، شیعه و غیر شیعه و حتی غیرمسلمان را مورد لطف قرار می دهند ...."


برگرفته از وب : قصه راستکی

 

 


برچسب‌ها: شهيد سعيد چنداني, شهيد اهل سنت, شهيد سعيد چنداني حنفي
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 11:38  توسط صوفی ستیز  | 

اين پيروزي...خجسته باد اين پيروزي...

 

 

 

                                             برخیز که فجر انقلاب است امروز
                                       بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
                                        هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
                                        از لطف خدا نقش بر آب است امروز
                                                 دهه فجرمبارک

 

 

                     قلب‏ها، کهکشانی از عشق خمینی می‏شود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی
                                                            دهه فجرمبارک

.

.


                        سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏آمدی
                                                           دهه فجرمبارک

 

 


برچسب‌ها: دهه فجر, سالروز پيروزي انقلاب اسلامي مباركباد, دهه فجر انقلاب اسلامي ايران مبارك باد
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 16:14  توسط صوفی ستیز  | 

خانه آيت الله بروجردي

 

عید سعید قربان مبارکباد

با مطلبی از بروجرد نیوز آپ شدم :

دست نوشته های مردم بر روی درب خانه آیت الله بروجردی (ره) :

براي خواندن مطلب روي تصوير زير كليك بفرماييد :

درب خانه آيت الله بروجردي

 


برچسب‌ها: بروجرد, خانه آيت الله بروجردي
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1391ساعت 4:0  توسط صوفی ستیز  | 

شهيد حاج حسين منادي

 

کبوتر و دو پلاک و دو ساک خالي تو


دلم دوباره گرفته زبي‌خيالي تو


تو التماس نگاه کدام پنجره‌اي


که نقش بسته نگاهم به طرح قالي تو


شکوفه‌هاي نگاهم هميشه پژمرده است


بدون عشق و صميميت شمالي تو


به بام شهر، من امشب ستاره مي‌کارم


براي چشم گريزنده‌ي غزالي تو


هميشه مثل ستاره، بيا کنارم باش


دوباره قصه رفتن و جاي خالي تو



شاعر:سیده فاطمه میر عمادی

 

حاج حسين شهادتت مبارك


برچسب‌ها: شهيد حاج حسين منادي, شهداي بروجرد, شهداي ارتش, شهداي ميدان مين, شهداي تخريب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت 9:58  توسط صوفی ستیز  | 

سالگرد تخریب خانه ی فساد و جاسوسی در بروجرد (20 آبان 1386)

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ساقی امشب باده از بالا بریز     باده از خم خانه مولا بریز

باده ای بی رنگ و آتش گون بده     زان که دوشم داده ای افزون بده

ای انیس خلوت شبهای من     می چکد نام تو از لب های من

محو کن در باده ات جام مرا     کربلایی کن سرانجام مرا

یا علی درویش و صوفی نیستم    فاش می گویم که کوفی نیستم

لیک می دانم که جز دندان تو     هیچ دندان لب نزد بر نان جو

یا علی لعل عقیقی جز تو نیست     هیچ درویشی حقیقی جز تو نیست

لنگ لنگان طریقت را ببین     مردم دور از حقیقت را ببین

مست مینای ولایت نیستند     سرخوش از شهد ولایت نیستند

خیل درویشان دکان آراستند     کام خود را تحت نامت خواستند

خلق را در اشتباه انداختند     یوسف ما را به چاه انداختند

کیستند اینان رفیق نیمه راه     وقت جان بازی به کنج خانقاه

فصل جنگ آمد تما شا گر شدند     صلح آمد لاله ی پرپر شدند

دل به کشکول و تبر زین بسته اند     بهر قتلت تیغ زرین بسته اند

موج ها از بس تلاطم کرده اند     راه اقیانوس را گم کرده اند

موجها را می شناسی مو به مو     شرحی از زلف پریشانت بگو

بازکن دیباچه توحید را     تا بجوید ذره ای خورشید را

یا علی بار دگر اعجاز کن     مشتهای کوفیان را باز کن

باز کن چشمان نازآلوده را     بنگر این چشم نیاز آلوده را

باز گو شعب ابی طالب کجاست     آن بیابان عطش غالب کجاست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 11:46  توسط صوفی ستیز  | 

پیوستن هیئات و مساجد بروجرد به متحصنین در فرودگاه مهرآباد

سلام

 

اخبار جنجالی پیوستن حزب الله بروجرد (متشکل از استشهادیون مساجد و هیئات )

 

را می تونید در وبلاگ استشهادیون بروجرد به آدرس زیر دریافت کنید.

 

استشهادیون بروجرد

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 12:36  توسط صوفی ستیز  | 

السّلام علیک یا جواد الائمه یا ابن الرّضا

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 17:46  توسط صوفی ستیز  | 

میلاد حضرت معصومه (س) و روز دختر مبارک باد.

 

روز دختر مبارک باد

 

 

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ رَسوُل ِ اللّه ِ، سلام بر تو اى دختر رسول خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَديجَةَ ، سلام بر تو اى دختر فاطمه و خديجه
اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ اَمير ِ الْمُؤْمِنينَ ، سلام بر تو اى دختر امير مؤمنان
اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَيْن ِ سلام بر تو اى دختر امام حسن و امام حسين
اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ وَلِىِّ اللّه ِ ، سلام بر تو اى دختر ولىّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا اُخْتَ وَلِىِّ اللّه ِ، سلام بر تو اى خواهر ولىّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا عَمَّةَ وَلِىِّ اللّه ِ ، سلام بر تو اى عمه ولىّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ موُسَى بْن ِ جَعْفَر ، سلام بر تو اى دختر موسى بن جعفر
وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرَكاتُهُ. رحمت و بركات خدا بر تو باد.
اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ، عَرَّفَ اللّهُ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ فِى سلام بر تو، خداوند آشنايى برقرار كند ميان ما و شما
الْجَنَّة ِ، وَ حَشَرَنا فى زُمْرَتِكُمْ، وَ أَوَرَدْنا در بهشت، و ما را در زمره شما محشور كند، و ما را
حَوْضَ نَبِيِّكُمْ، وَ سَقانا بِكَأْس ِ جَدِّ كُمْ مِنْ يَد ِ بر حوض پيامبر شما وارد كند، و ما را با كاسه جدّ شما از دست
عَلِى ِّ بْن ِ اَبى طالِب ، صَلَواتُ اللّه عَلَيْكُمْ ، علىّ بن ابى طالب سيراب كند ـ صلوات خدا بر شما باد ـ

 

 

 

یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه

 

 

خجسته سالروز میلاد بانوی آب و آیینه و آفتاب

حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ،

روز دختر

و آغاز دهه کرامت

بر شیفتگان و پیروان اهل بیت علیهم السلام 

تبریک و تهنیت باد.

 

 

چند پیامک (اس ام اس)

به مناسبت میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها :

 

بارگاهی که به شهر قم به پاست،

هم برای من نجف هم کربلاست،

خاک اورا غرق بوسه می کنم،

چون که جای پای اربابم رضاست.

 

 


زائري دل شكسته ام آه معصومه جان سلام

دل به مهر تو بسته ام بانوي مهربان سلام

اي ضريحت حريم مهر ياد سبزت شميم دل

نام پاكت نسيم مهر رحمت اسمان سلام

روي تو قبلگاه دل لطف تو شمع راه دل

آستانت پناه دل اي دل بي دلان سلام

 

 

بار دیگر این میلاد مسعود رو به همه شیعیان تبریک میگم.

خوش به حال دوستانی که این چند روز زائر حریم پاک و مقدس

حضرت معصومه (س) در شهر قم هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 10:58  توسط صوفی ستیز  | 

زنگ خطر برای دراویش.....

جواد باغياني کرماني مشهور به جواد نوربخش قطب

 فراري فرقه صوفي مونسعليشاهي مرد.

 

به گزارش پایگاه خبری شمع زینب بروجرد جواد نور بخش در سن ۸۲

 سالگي با کوله باري از جرم وجنايت درگذشت.

 

نوربخش نامسلمان

 

 

مهمترین خبر نوربخش در دهه اخیر ماجرای تجاوز این قطب به فریال آوارخ از مریدانش

بود که دخترک بیچاره دچار بیماری شد وفوت کرد.

وي سال گذشته در مصاحبه با شبکه الجزيره قطر سخناني را بيان کرد که علاوه بر

روشن نمودن ماهيت متصوفه باعث تحريک ايراني ستيزي در بين عربها شد.

وي در اين مصاحبه مي گويد:تصوف سابقه ۱۰ هزار ساله دارد ومربوط به اسلام نيست.

وي اسلام را دين عربها مي داند.

نوربخش ادامه مي دهد:اگر کسي انسان زيرکي باشد متوجه خواهد شد که

ما صوفيها مسلمان نيستيم واگر زيرک نباشد گمان مي کند صوفيها مسلماناني

 مثل ساير مسلمين هستند.

جهت مشاهده ی مصاحبه ی جواد نوربخش به لینک زیر مراجعه فرمایید :

 

محفل شمع زینب بروجرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 16:54  توسط صوفی ستیز  | 

این روزها ....

 

خشم مقدس

به یاد فعالیت های فرهنگی روحانیون آگاه و مردم

شریف و متمدن بروجردی علیه فرقه ضاله صوفیه

رجب - شعبان - رمضان و شوال سال گذشته

بروجرد

 

21 رمضان سال گذشته - کوچه جنب مسجدالنبی(ص)

 

********

مسجدالنبی(ص) - پایگاه مبارزه با نفاق

 

*********

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 16:1  توسط صوفی ستیز  | 

مطالب قدیمی‌تر